سلام +++++
یه مطلبی هر چند کوتاه در مورد این دو شاعر بزرگ ایلام مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد خان منصور در منطقه جوی زر ( نام قدیم ایوان کنونی ) به دنیا آمد ایشان کرد کلهر بوده و خان منطقه ایوان در زمان حکومت افشاریه و زندیه آنچنان که در تاریخ امده او جوانی خوش سیما و دارای طبعی لطیف و کلامی موزون بوده .
و اما (شاکه) نمک فروشی دوره گرد از روستای پاقلعه دهستان بولی ( البته تو یه منبع دیگه خوندم نوشته بو اهل صالح آباد از توابع مهران این دو جا چه ربطی به هم دارن نمیدونم ) بریم سر اصل مطلب
طریقه آشنایی آن دو به این صورت بوده که در سفری که شاکه به منطقه ایوان داشته در حالی که بساط معامله خویش را پهن کرده با خوش زبانی و شعر گویی مشتریان زیادی از زنان و دختران را به دور خود جمع میکند خان منصور با دیدن این منظره و خوش برخوردی شاکه میگوید: درویشی او از خانی من بهتر است .
خان منصور شاکه را به مهمانی خود می پذیرد که ملاقات او با شاکه نقطه شروع زندگی دوم خان بوده
آن دو ساعت ها به گفتگو و مناظره شاعرانه مینشینند و روز و شب و ماه و سال و زیبایی طبیعت و نقش و نگار هستی را به رشته زیبای شعر میکشند .
شاکه در دربار خان منصور تشکیل زندگی میدهد اما او هرگز صاحب فرزند نمیشود .
بعد از شکست خان منصور در نبرد با علی خان از خان منصور جدا شده و به منطقه بولی فرار میکند بعد از آن جا به بغداد میرود .
برگرفته از تاریخ ایلام .
اینم یه شهر معما گونه از اونا سعی کردم درست بنویسم اگه اشتباهی شده ببخشید :
خان منصور :
شاکه ، شارێ دیم ، شاکه شارێ دیم
وه دیدت قسم عجو شارێ دیم
بازارێ له برج سرمنارێ دیم
شروتێ وه ده س دکاندارێ دیم
دو باز شش دانگ له یک سڕپووش دیم
ئووردي عزيم له یک خرووش ديم
پاسخ شاكه :
ماناێ ئو شاره
پریت بواچم ماناێ ئو شاره ؟
بازار خوو لشه ، سر خوو مناره
شروت خوو دمه ، دس دکانداره
لێوهێلێ قهنه لهو قهنههاره
دو باز خوو چمه له یک سڕپووشه
ئووردي خوو زڵفه لو بان خرووشه
نظر یادتون نره
+ نوشته شده توسط محسن در و ساعت
|